اجتماعیاخبار روزاقتصاد و داراییاقتصادیصنعت،معدن و تجارتقیمت خودرومقالاتویژهپول وسرمایهپیشخوانکارآفرینان

تحلیل جامع افزایش قیمت بنزین در ایران

یادداشت سردبیر

به گزراش اقتصاد ناب_افزایش قیمت بنزین در ایران از جمله تصمیماتی است که تأثیر گسترده بر اقتصاد،جامعه و فضای سیاسی کشور دارد.

در شرایطی که نفت و مشتقات آن نقشی حیاتی در معیشت روزمره مردم، حمل ونقل، تولید و حتی بودجه دولت ایفا میکند، هرگونه تغییر در قیمت این حامل انرژی میتواند پیامدهایی فوری و محسوس برجای گذارد.

این تصمیم، که اغلب در قالب»اصلاح یارانه ها« توجیه میشود، چالشی است برای نزدیک کردن قیمت داخلی به قیمت تمام شده یا قیمتهای منطقه ای. هدف این تحلیل، بررسی همزمان ابعاد اقتصادی و اجتماعی این تصمیم است تا تصویری جامع از نقاط قوت، ضعف، مکانیسمهای اجرایی و پیامدهای احتمالی آن ارائه شود.
بخش اول: دلایل اقتصادی افزایش قیمت بنزین اصلاح قیمت حامل های انرژی همواره ریشه در ضرورتهای کلان اقتصادی دارد که عمدتاً حول محور پایداری مالی دولت و بهینه سازی مصرف منابع ملی میچرخد.
.۱ فشار بر بودجه دولت و هزینه های سرسام آور یارانه ها . دولت ایران سالهاست که به دلیل حفظ قیمتهای دستوری پایین برای سوخت، متحمل بار سنگین یارانه های انرژی است.
این یارانه ها، که بخش بزرگی از آن به صورت پنهان و از طریق تفاوت قیمت تولید یا واردات با قیمت فروش مصرف کننده پرداخت میشود، فشار عظیمی بر بودجه عمومی وارد میکند.

برای سرمایه گذاری های حیاتی در حوزه های بهداشت و آموزش را کاهش میدهد. اصلاح قیمت،
گامی برای آزادسازی منابع است تا دولت بتواند آنها را به سمت تولید یا توسعه زیرساختها
هدایت کند.
.۲ عدم توازن بین تولید و مصرف و ضرورت مدیریت تقاضا مصرف سرانه بنزین در ایران به دلیل قیمتهای یارانه ای، به طرز چشمگیری بالاتر از میانگین جهانی و منطقه ای است.

رشد سریع ناوگان حمل ونقل شخصی و ناکارآمدی سیستم حمل ونقل
عمومی، تقاضا را به شدت افزایش داده است.
ظرفیت پالایشی: با وجود پیشرفتهایی در افزایش ظرفیت پالایش، عرضه داخلی
همچنان در مقاطعی پاسخگوی اوج مصرف نیست. این امر دولت را مجبور به واردات
بنزین با نرخهای آزاد جهانی میکند که هزینه آن مستقیماً به یارانه تحمیل شده اضافه
میشود.
اثر قانون الاستیسیته قیمت: از دیدگاه اقتصادی، تقاضا برای بنزین در کوتاه مدت نسبت
به قیمت »بی کشش« )Inelastic )است، اما در بلندمدت، افزایش قیمت با تشویق به
استفاده از حمل ونقل عمومی، استفاده از سوختهای جایگزین )مانند گاز طبیعی فشرده
CNG )و بهبود بهره وری خودروها، باعث کاهش مصرف خواهد شد.
.۳ اثرات بین المللی و پدیده قاچاق سوخت
اختلاف فاحش میان قیمت بنزین یارانه ای در ایران و قیمتهای بازار جهانی یا حتی قیمتهای
نسبتاً بالاتر در کشورهای همسایه )مانند عراق، افغانستان و ترکیه( انگیزه قدرتمندی برای قاچاق
سوخت ایجاد میکند.
قاچاق سوخت نه تنها منجر به هدر رفتن منابع ملی یارانه ای میشود، بلکه از لحاظ امنیتی و
اقتصادی نیز به نفع شبکه های زیرزمینی تمام شده و کنترل دولت بر توزیع انرژی را تضعیف
میکند. افزایش قیمت داخلی، با کاهش فاصله قیمت، جذابیت قاچاق را به شدت کاهش
میدهد.

.۴ سیاستهای محیط زیستی و کاهش آلودگی هوا
بنزین مصرفی در بسیاری از کلان شهرهای ایران، به ویژه انواع غیراستاندارد آن، عامل اصلی
آلودگی هوا و بیماریهای تنفسی است.
کنترل مصرف: قیمت بالاتر، مصرف کلی را کاهش میدهد و به طور غیرمستقیم به بهبود
کیفیت هوای شهری کمک میکند. این امر همسو با هدف کاهش انتشار گازهای
گلخانه ای و تعهدات بین المللی در زمینه محیط زیست است.
تغییر رفتار مصرف کننده: تشویق به خرید خودروهای کم مصرفتر و سازگارتر با محیط
زیست نیز از پیامدهای بلندمدت قیمتگذاری منطقی است.
بخش دوم: پیامدهای اجتماعی و سیاسی
هرگونه مداخله در قیمت انرژی که مستقیماً بر سبد خانوارها تأثیر میگذارد، با واکنشهای
اجتماعی قوی همراه خواهد بود. موفقیت این سیاست به مدیریت دقیق پیامدهای اجتماعی
بستگی دارد.
.۱ افزایش هزینه زندگی و اثرات دومینو بر تورم
افزایش قیمت بنزین یک شوک قیمتی مستقیم بر مصرف کننده نهایی نیست، بلکه یک شوک
»هزینهای« بر تمامی زنجیره های تولید و توزیع است.
حملونقل عمومی و باربری: افزایش هزینه سوخت ناوگان حملونقل عمومی )اتوبوس،
تاکسی( و کامیونهای باربری، به سرعت به افزایش کرایه ها منتقل میشود.
بخش کشاورزی و تولید: نهاده ها، کودهای شیمیایی )که تولید آنها انرژیبر است( و
انتقال محصوالت کشاورزی به بازار، همگی گرانتر میشوند، که این امر مستقیماً سفره
مردم را هدف قرار میدهد.

افزایش قیمت بنزین سیاستی اجتنابناپذیر اما بسیار حساس در مسیر اصلاح ساختار اقتصادی
ایران است. این سیاست، اگرچه ابزاری قدرتمند برای کاهش کسری بودجه، مبارزه با قاچاق و
ترغیب به مصرف بهینه است، اما بدون برنامه ریزی اجتماعی و اقتصادی دقیق، میتواند آثار
تورمی و سیاسی قابل توجهی بر جای گذارد و موجب تشدید نابرابری های اجتماعی شود.
در مقابل، اگر این اصلاح قیمت با اجرای همزمان سه رکن اصلی صورت پذیرد: شفافیت در
اطلاع رسانی، عدالت در بازتوزیع منابع درآمدی )یارانه مستقیم( و سرمایه گذاری گسترده در
توسعه زیرساخت های حمل ونقل عمومی کارآمد، نه تنها موجب اصلاح ساختار مالی دولت و
کاهش وابستگی به یارانه های پنهان میشود، بلکه گامی مهم در جهت پایداری مالی، کاهش
آلودگیهای زیست محیطی و بهبود معیشت بلندمدت شهروندان خواهد بود. موفقیت در این
مسیر، مستلزم تدبیر، صبر سیاسی و مهمتر از همه، جلب اعتماد عمومی از طریق صداقت و
شفافیت است.

نویسنده سارا مهاجرانی سردبیر و مدیر تحریریه اقتصاد ناب

نمایش بیشتر

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا