
.
بازار سرمایه ایران در روزهای اخیر یکی از سنگینترین دورههای اصلاحی خود را پشت سر گذاشته است؛ بهطوریکه شاخص کل طی حدود ۱۰ روز بیش از ۵۰۰ هزار واحد افت را تجربه کرده است. اگرچه بخشی از تحلیلها، تنشهای سیاسی و سیگنالهای متناقض جنگ و مذاکره میان ایران و آمریکا را عامل این وضعیت میدانند، اما بررسیها نشان میدهد ریشه اصلی افت بازار، بیش از آنکه نظامی باشد، روانی و رسانهای است
.
بهمن فلاح، تحلیلگر بازار سرمایه، معتقد است آنچه امروز بورس را تحت فشار قرار داده، «جنگ روانی و رسانهای» علیه اقتصاد کلان کشور است؛ جنگی که در کنار منازعات سیاسی، ریسک سرمایهگذاری را افزایش داده و رفتار احتیاطی معاملهگران را تشدید کرده است. به گفته او، در چنین فضایی، ریزش بازارهای سهام پدیدهای طبیعی محسوب میشود.
با وجود افت شدید قیمتها، بازار از منظر بنیادی در شرایط ارزندهای قرار دارد؛ اما این ارزندگی هنوز نتوانسته محرک بازگشت تقاضا شود. فشار فروش اوراق بدهی، تأمین مالی دولت از این مسیر (از جمله فروش ۵ همت اوراق در یک هفته) و همزمان افزایش نرخ بهره در بازار پول، از جمله عواملی هستند که مانع تعادل بازار شدهاند.
.
فلاح با اشاره به نزدیک شدن به دور جدید مذاکرات و سفر علی لاریجانی به عمان و دوحه، میگوید بازار در وضعیت «انتظار و احتیاط» قرار گرفته و در صورت مخابره سیگنالهای مثبت سیاسی، میتوان به بازگشت تدریجی بازار در هفتههای آینده امیدوار بود.
به باور این تحلیلگر، حتی یک توافق نسبی و محدود نیز میتواند موتور رشد صنایع صادراتمحور را روشن کند. حرکت به سمت تکنرخی شدن ارز و حذف قیمتگذاری دستوری، زمینه شناسایی سود تسعیر ارزی قابل توجهی را برای شرکتها فراهم کرده است. در این میان، صنعت پتروشیمی بهدلیل حاشیه سود بالا و وابستگی مستقیم به نرخ ارز، در صدر صنایع منتفع از توافق احتمالی قرار دارد.
از سوی دیگر، خروج بیش از ۴۷ همت نقدینگی از بورس از ابتدای سال، رکوردی نگرانکننده بهجا گذاشته است؛ نقدینگیای که بخش عمده آن به سمت بازار طلا و صندوقهای کالایی حرکت کرده است. رشد ارزش معاملات صندوقهای طلا تا دو برابر میانگین معاملات روزانه بورس، گواهی بر تغییر مسیر سرمایهها از بازار مولد به داراییهای امن است.
.
فلاح تأکید میکند تجربه تعطیلی کوتاهمدت بورس در جنگ ۱۲ روزه نشان داد بازار سرمایه توان حفظ نقدشوندگی را دارد و حتی در شرایط بحرانی نیز دچار فروپاشی نمیشود. به گفته او، ترس فعلی بازار نه از جنس بحرانهای حلنشدنی، بلکه ناشی از «احتیاط معاملهگری» و انتظار برای شفاف شدن چشمانداز سیاسی و اقتصادی است.
در مجموع، بازار سرمایه بیش از هر چیز نیازمند کنشگری فعال سیاستگذاران اقتصادی و ارسال سیگنالهای اطمینانبخش است؛ چراکه در برابر جنگ روانی، انفعال میتواند هزینههای سنگینی برای اقتصاد و تأمین مالی تولید بههمراه داشته باشد.



